مکتب باران

نقشه راه مکتب باران

مقدمه

مکتب باران، جامعه‌ی مطلوب را یک مقصدِ کامل و از پیش‌تعیین‌شده نمی‌داند؛ بلکه آن را افقی پویا می‌بیند که از طریق اصلاحِ پیوسته، یادگیری، مسئولیت‌پذیری و عملِ انسانی به آن نزدیک می‌شویم. این مکتب بر این باور است که رنج‌های اجتماعی، فقرِ پایدار و احساسِ ناتوانی را نمی‌توان تنها با توصیه‌های اخلاقی یا صرفاً با کمک‌های مادی برطرف کرد و جامعه زمانی امکان شکوفایی پیدا می‌کند که هم‌زمان دو بنیان اصلی جامعه در آن تقویت شود:

  • آموزش و پرورش انسان

  • اقتصاد سالم و عادلانه

 

 

ازاین‌رو، نقشه راه مکتب باران در دو مسیرِ هم‌زمان، موازی و به‌هم‌پیوسته پیش می‌رود و این دو مسیر جایگزین یکدیگر نیستند؛ بلکه هر یک، شرطِ اثرگذاریِ دیگری است.

نکته حائز اهمیت این است که مکتب باران در حال مطالعه و پژوهش است و نقشه راه و مفاهیم این مقاله در طول زمان، با توجه به یافته‌های پژوهشی و تجربه‌های عملی، دستخوش تغییر و تکامل خواهند شد.

 

آموزش و پرورش انسان

از منظر مکتب باران، هیچ اصلاحِ پایداری بدون انسانِ آگاه، صاحب‌کرامت، مسئول و توانمند شکل نمی‌گیرد. دستیابی به جامعه ایده‌آل از مسیر انسان می‌گذرد و انسان تنها با آموزه‌هایی مانند خواندن، نوشتن و سایر مهارت‌های روزمره نمی‌تواند جامعه‌ای بهتر از آنچه در حال حاضر شکل داده است، رقم بزند؛ این مهارت‌ها ضروری‌اند، اما برای ساختن جامعه‌ای بهتر کافی نیستند. از این رو، مکتب باران آموزش و پرورش انسان را مفهومی فراتر از آموزش و پرورش دانش‌آموزان و دانشجویان در نظام کنونی می‌داند.

منظور از آموزش و پرورش انسان این است که اولاً، پرورش انسان نباید به دوره خاصی از طول عمر او، یعنی دوران دانش‌آموزی و تحصیل، محدود شود و ثانیاً، زندگی انسان در طول دوره تحصیل نباید در جامعه منفعل باشد؛ بلکه آموزش، پرورش و عمل در جامعه باید به صورت رفت‌وبرگشتی، یکدیگر را تکمیل کنند. بنابراین، بخش آموزشی و پرورشی مکتب باران شامل مراحل زیر است:

۱. آموزه‌های اولیه

آموزه‌های اولیه شامل مهارت‌های پایه‌ی خواندن و نوشتن، همراه با مبانی علم زبان‌شناسی، ریاضیات و علوم تجربی است. منظور از مبانی علم زبان‌شناسی در این مرحله، آموزش مفاهیمی است که فرد را قادر سازد ساختار، کاربرد و ویژگی‌های اساسی مفاهیم را در یک زبان خاص تشخیص دهد و میان صورت زبانی، معنا و کاربرد آن‌ها تمایز بگذارد. این آموزه‌ها در حال حاضر نیز، با تفاوت‌هایی در محتوا و کیفیت، در دوران دبستان و راهنمایی آموزش داده می‌شوند. همچنین در این مرحله، باید مفاهیم پایه‌ی فلسفی و مفهوم عمل در جامعه نیز به آموزش‌های موجود اضافه شوند و فرد برای ارتباطات بیشتر با جامعه آماده شود.

۲. آموزش‌های فلسفی و دینی

مفاهیم پایه‌ی دین از دوران دبستان آموزش داده شوند و مفاهیم جامع‌تر و بنیادی‌تر دین و فلسفه، به صورت یکپارچه و هم‌زمان، در دوران پایانی دبیرستان مورد توجه قرار گیرند. این مرحله از منظر مکتب باران، زمینه‌ی شکل‌گیری انسان آگاه‌تر را فراهم می‌کند؛ زیرا شناخت می‌تواند به تغییرات بنیادین در علایق، سلیقه‌ها و در ادامه، رفتار انسان در جامعه منجر شود.

فرهنگ نیز در این مرحله از یادگیری مورد تأکید قرار می‌گیرد.

 

۳. توانمندسازی

انسان آگاه در این مرحله، ضمن تکمیل خودشناسی، به دنبال کسب مهارت‌های کاربردی و تکمیلی می‌رود؛ با این تفاوت که این انسان، نیاز جامعه‌ی خود را بهتر می‌شناسد، از حداقل امنیت و نیازهای اولیه‌ی زندگی برخوردار است و هدف والای انسانی را دنبال می‌کند.

مرحله‌ی توانمندسازی بیشترین همپوشانی را با مسیر دیگر نقشه راه باران، یعنی اقتصاد عادلانه، خواهد داشت و در این مرحله، کم‌کم دو مسیر نقشه راه مکتب باران به یکدیگر بازمی‌گردند.

 

اقتصاد سالم و عادلانه

مکتب باران معتقد است انسان تا حد زیادی تحت تأثیر سلسله‌مراتب نیازهایی قرار دارد که در مدل‌های مختلف، از جمله مدل مازلو، مطرح شده‌اند. اگر ابتدایی‌ترین نیازهای انسان، یعنی مسکن، خوراک و پوشاک و در ادامه، امنیت، به شکل نسبی برطرف نشوند، بخش قابل توجهی از توان و ذهن او درگیر تأمین نیازهای اولیه خواهد بود و امکان پرداختن به ابعاد والاتر زندگی، از جمله اندیشیدن، رشدکردن و حقیقت‌جویی، محدود خواهد شد. بنابراین، اگر می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که افراد در آن می‌اندیشند، رشد می‌کنند و به حقیقت نزدیک می‌شوند، باید حداقل‌هایی از شرایط اقتصادی و معیشتی برای تمام جامعه فراهم شود.

مکتب باران معتقد است اگر جامعه به مرحله‌ای از عدالت‌محوری برسد که همه‌ی افراد از حداقل‌هایی از شرایط مناسب زندگی برخوردار شوند، رشد واقعی آغاز می‌شود و بخش بیشتری از جامعه به ارتقای فرهنگ و حقیقت‌جویی خواهند پرداخت.

یکی از نکات مهمی که در مکتب باران باید بررسی و تحقیق شود، این است که اقتصاد تا کجا می‌تواند نقش مثبتی برای فرد داشته باشد و به طور کلی، اشتغال و درآمدزایی تا چه حدی باید فرد را مشغول کند. انسان در جامعه‌ی امروزی گاه تا حدی به اشتغال می‌پردازد و خود را صرف آن می‌کند که ثروت، به جای اینکه راهکاری برای ایجاد رفاه باشد، به هدفی برای زندگی تبدیل می‌شود. این موضوع از منظر مکتب باران می‌تواند ریشه در عدم تأمین نیازهای اولیه‌ی افراد جامعه در بلندمدت و نیز کمبود فرصت کافی برای مطالعه و خودشناسی داشته باشد.

بنابراین، اقتصاد در مکتب باران با بخش آموزشی و پرورشی، همپوشانی و وابستگی متقابل دارد و موارد زیر را دنبال می‌کند:

  • مکتب باران پیش از آنکه ببیند بر کجا می‌بارد، تصمیم می‌گیرد به بهترین شکل ببارد و بهترین پاسخ را به رفتارهای اقتصادی نادرست جامعه بدهد؛ رفتارهایی که از منظر مکتب باران، بیش از آنکه ریشه در ماهیت انسانی داشته باشند، می‌توانند ناشی از ناآگاهی، شرایط محیطی و ساختارهای نامناسب باشند.
  • مکتب باران تصمیم دارد در هرکجایی که اقتصاد جریان دارد، ببارد تا بتواند در ایجاد زیرساخت‌های اولیه و فرصت‌های اقتصادی، به شکل عدالت‌محور نقش‌آفرینی کند.
  • عدالت اقتصادی در نگاه مکتب باران به معنای یکسان‌کردنِ همه‌ی انسان‌ها یا انکارِ تفاوتِ شرایط و توانایی‌ها نیست. عدالت یعنی: هر انسان، فارغ از نقطه‌ی آغاز زندگی‌اش، امکان واقعی و محترمانه‌ای برای رشد، کار، آموزش و شکوفایی داشته باشد.
  • مکتب باران نمی‌تواند تمام کویر را سبز کند و باید این واقعیت را بپذیرد و بر نقش خود تمرکز کند. به عبارت دیگر هدف مکتب باران، تلاش برای اصلاح همه‌چیز نیست؛ بلکه باید در حوزه‌ای که امکان اثرگذاری دارد، بهترین اثر ممکن را ایجاد کند.
  • اقتصادِ اخلاق‌مدار یکی از پایه‌های مهم مکتب باران است و یکی از مهم‌ترین نقش‌ها را در گروه‌های اقتصادی بارونیا خواهد داشت.
  • از نظر مکتب باران، کمک به بیماران، تأمین مایحتاج ضروری زندگی و سایر امور خیریه بسیار مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد؛ اما تمرکز اصلی مکتب باران بر ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی، افزایش فرصت‌های شغلی و درآمدزا کردن خانواده‌ها خواهد بود تا از این طریق، چرخه‌ی نیازمندی در بلندمدت کاهش یافته و در نهایت حذف شود.
  • پایه‌های مکتب باران در جامعه‌ی امروزی تنها زمانی می‌تواند پایدار بماند که مکتب باران برای تحقق اهداف خود وارد چرخه‌ی قدرت سیاسی نشود و به آن وابسته نگردد. این موضوع یکی از اصول بنیادین مکتب باران است.

نقشه راه مکتب باران در بخش‌های پژوهشی و گروه‌های اقتصادی بارونیا، با جزئیات بیشتر و به تفکیک مورد بررسی قرار می‌گیرد و در این بخش‌ها، الگوهای عملیاتی متناسب با هر حوزه مطرح خواهند شد.

نقطه‌ی پیوند دو مسیر

مسیر فکری و فرهنگی، به اقتصاد جهت، اخلاق و معنا می‌دهد و مسیر اقتصادی، برای رشد فکری و فرهنگی امکان، زمان و استقلال فراهم می‌کند.

مکتب باران معتقد است در گذار انسان از ناآگاهی به آگاهی، موانعی که او را محدود کرده‌اند شناخته می‌شوند و شناخت این موانع، زمینه‌ی آزادی انسان را فراهم می‌کند.

مسیرهای مکتب باران، ضمن پیوند عمیق با یکدیگر، به مرور به هم نزدیک‌تر خواهند شد؛ تا جایی که بخش فکری و نظری، شناخت بهتری از اقتصاد سالم خواهد داشت و بنیان‌های پژوهشی خود را بر مبنای اقتصادی سالم‌تر و قابل تحقق شکل خواهد داد و از سوی دیگر، اقتصاد بر روی انسان متعالی‌تری متمرکز خواهد شد. مکتب باران به دنبال پیوند این دو است.

این نقشه، مسیر است؛ نه نسخهٔ نهایی

نقشه راه مکتب باران یک برنامهٔ بسته و تغییرناپذیر نیست. جامعه تغییر می‌کند، مسئله‌ها دگرگون می‌شوند و تجربه‌ها، دانسته‌های ما را کامل‌تر می‌کنند. به همین دلیل، این مسیر باید همواره با پژوهش، گفت‌وگو، نقدِ خیرخواهانه و سنجشِ نتایج بازبینی شود.

آنچه ثابت می‌ماند، اصول بنیادین مکتب باران است:

  • کرامت انسان
  • حقیقت جویی و یادگیری
  • عدالت فرصت محور
  • آزادی همراه با مسئولیت
  • احترام به تفاوت ها
  • خدمت بی تبعیض برای خیر جمعی
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
enemad-logo